X
تبلیغات
در را باز گذاشتم برگردی رفيق - (دوبیتی های مذهبی)

در را باز گذاشتم برگردی رفيق

این وبلاگ رو فقط بخاطر جدایی از رفیقم درست کردم تو رو خدا دعا کن برگرده.

(دوبیتی های مذهبی)

تا که پرسیدم ز قلبم عشق چیست
در جوابم اینچنین گفت و گریست
لیلی و مجنون فقط افسانه اند
عشق در دست حسین بن علیست

 

دنيا سبب و خدا شناسي هدف است
راهي كه يقين مايه عزو شرف است

انكس كه هدف براي او دنيا شد
چون دام و ددي در پي اب و علف است

 

چه خوش است من بمیرم به ره ولای مهدی
سر و جان بها ندارد که کنم فدای مهدی
همه نقد هستی خود بدهم به صاحب جان
که یکی دقیقه بینم رخ دلگشای مهدی



دامن عــــلقمه و باغ گل یاس یکیست
قمر هاشمیان بین همه ناس یکیست
سیر کردم عدد ابجد و دیدم به حساب
نام زیبای ابــاصالح و عبـــاس یکیست

 

در کلاس عاشقی عباس غوغا می کند
در دل هر عاشقی عباس ماوا می کند
هر کس خواهد رود در مکتب عشق حسین
ثبت نامش را فقط عباس امضا می کند

 

نون قلم نبی ست و ما یسترون حسین

طاق فلک علی ست به عالم ستون حسین
خلقت تمام حضرت زهراست خون حسین

با یک قیامت است هم الغالبون حسین



زهرا ترین زهره زهرای خلقت است

لیلاترین لیلی لیلای خلقت است
شیوا ترین سوال معمای خلقت است

گنجینه جزیره اسرار زینب است




از نای من به ناله چو افتاد نای نی

عالم شنید از پس آن نغمه های نی
توبر فراز نیزه و من در قفای نی

آنقدر سنگ خورده ام از لابلای نی

 


دشمن یغلا شیعه ده احساس یخلماز
سقای قسم پرچم عباس یخلماز
عباس اونا فرمانده لشکر دی حسینه
عالم اونا نوکر دی او نوکر دی حسینه

 

یادم ز وفای اشجع الناس آید
وز چشم ترم سوده ی الماس آید
آید به جهان اگر حسین دگری
هیهات برادری چو عباس آید


بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد
دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد

بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا

ز پشت پرده غیبت به ما نظر دارد

 

یاس را آیینه ها رو کرده اند

یاس را پیغمبران بو کرده اند

یاس بوی حوض کوثر میدهد

بوی اخلاق پیمبر میدهد

 

ما غیر علی در دو جهان یار نداریم
غیر از اسدالله مدد کار نداریم
تا مهر علی در دل ما جایگزین شد
با خوب و بد خلق خدا کار نداریم

 

نازد به خودش خدا كه حيدر دارد
درياي فضــائلـي مطهـر دارد
همتاي علي نخواهد آمد ، والله
صد بار اگر كعبه ترك بردارد

 

بگشای روی زیبا به گناه ان میندیش

به خدا که کافرم من تو اگر گناه داری
من از ان سیاه دارم به غم تو روز روشن

که تو ماهی و طعلق به شب سیاه داری

 

هماره بر لبم بود ذکر شما
همیشه در دلم بود فکر شما
تو می دانی دلم پر از شور و نواست
همیشه جای من میان کربلاست

 

فاطمه بنیانگذار مذهب است
فاطمه آموزگار زینب است
نام او از اسم اعظم برتر است
نام زهرا حرز جنگ حیدر است

 

نام زهرا عقده از دل می برد
کشتی دل را به ساحل می برد

نام زهرا شد پناه عالمین

جان عالم شد فدایی حسین

 

شاد باش ای دل که شاد آمد غدیر
هم مخور انده که آید دیر دیر

روزهایت زوجه نوروز است عید

لیله القدر است شبها بی نظیر


کی توانی مدح این فرخنده گفت
یا که گردد لطف یزدان دستگیر

سپس درود کردگار اول بگوی

تا شود مدح و ثنایت دلپذیر

 

نه فقط بنده به ذات ازلی می نازد
ناشر حکم ولایت به ولی می نازد
گر بنازد به علی شیعه ندارد عجبی
عجب اینجاست خدا هم به علی می نازد

 

تا صورت و پیوند جهان بود علی بود
تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود
شاهی كه ولی بود و وصی بود علی بود
سلطان سخا و كرم وجود علی بود

 

غدیر بركهء امید و آرزوی من است
همیشه حب علی بحث و گفتگوی من است
چه حاجت به شراب است از پی مستی
شراب عشق علی تا به سبوی من است

 

حضرت صادق اگر ساقی نبود
یک نشان از شیعگی باقی نبود
فقه شمشیر امام صادق است
هر که بی شمشیر شد نا لایق است



دیدم که میرسی و جهان زنده می شود
آری تو میرسی و زمان زنده می شود
لبخند بر لبان زمین تاب می خورد
دریا ز خال کنج لبت آب می خورد


پروانه رنگ چشم شما بال می زند
حافظ به پیچ موی شما فال می زند
دیدم که پیش چشم تو دریا قیام کرد
دریا هزار بار شما را سلام کرد


ادعــــای دوستی دارم ولـــــــی ای وای مــن
روز و شب ها گریه کرد از دست من مولای من
روزها رفت و من از مولای خوبم غافلم
هر کسی را جا داده ام اندر دلـــــــــم

 

بردن اسم قشنگت به همه دنیا می ارزه
وقتی که میگم حسین جون به خدا دلم می لرزه
مثل کربلاس دل من وادی بلاس دلم من
یا حسین قسم به اسمت به تو مبتلاس دل من

 

گو به استادان اخلاق و به عرفان مسلکان
خلق پیغمبر عیان از روی ماه اکبر است
راز تبریک خدا در موقع خلقت چه بود؟
دل به من گوید که نازش روی ماه اکبر است



چشمان تو در مستی دل می برد از هستی
دل می بری از هستی دست همه را بستی
دست همه را بستی نرخ همه بشکستی
نرخ همه بشکستی جان همه بگسستی

 

تپشهای دلم ذکر حسین است
شب و روز و دلم فکر حسین است
چو مهرش در دل من منجلی شد
دلم وقف حسین بن علی شد

 

هم تراز زینب کبری کجاست
هر زنی را زینبی خواند خطاست
در رگ سرخ شهیدان شط اوست
حضرت عباس هم در خط اوست

 

گر حسین معجز نمایان می کند
خواهرش تفسیر قرآن می کند
عرشیان چون بر حسین دل باختند
در سما هم زینبیه ساختند

 

نائب سلطان عشق نینوایی اکبر است
در جهان شایسته تاج خدایی اکبر است

گو به مجنون دست از دامان لیلایت بدار

چونکه لیلا هم گرفتار جمال اکبـــــر است

 

ما در ره عشق نقض پیمان نکنیم
گر جان طلبد دریغ از جان نکنیم
دنیا اگر از یزید لبریز شود
ما پشت به سالار شهیدان نکنیم

 

اگر دوزخ به زير پوست داري
نسوزي گر علي را دوست داري
وگر مهر علي در سينه ات نيست
بسوزي گر هزاران پوست داري


سالي است نكو كه دل نكوتر باشد

چشم از هيجان عشق او تر باشد
آغاز بهار اربعين است و دلم

اي كاش به گنبدش كبوتر باشد



امشب شب اربعين مصباح هداست

دل ياد حسين بن علي شير خداست
پروانه به گرد شمع حق پر زد و سوخت

امشب شب ياد عشقياء و شهداست



امروز نگين انبيا آمده است

يك حلقه وصل از سما آمده است
برخيز و به نور او ز مسپاره دل

زنگار بشو كه كيميا آمده است




امروز شميم كربلا آمده است

باز از پي كيميا طلا آمده است
يك غنچه گل محمدي روييده است

فرزند پيمبر خدا آمده است



يادم زوفاي اشجع الناس آيد
وزچشم ترم سوده الماس آيد
آيد به جهان اگر حسين دگري
هيهات برادري چو عباس آيد



بگذار تا ببوسمت اي نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت اي چشمه شراب
بيمار خنده هاي توام بيشتر بخند
خورشيد آرزوي مني گرم تر بتاب

 

فاطميه آمد ومحزون شدم
از غم ليلاي حق مجنون شدم
فاطميه ناله ها دارد به دل
فاطميه از مدينه شاكي است
چادر زهراي اطهر خاكي است

 

داني از چه رو گاه گاه آيد زلزله
چون زمين هم ميكند با نام زينب هلهله
داني از چه رو گاه گاه توفان ميشود
صحنه جنگيدن عباس اكران ميشود


دامن علقمه و باغ گل یاس یکی است
قمر هاشمیان بین همه ناس یکی است
سیر کردم عدد ابجد و دیدم به حساب
نام زیبای اباصالح و عباس یکی است


از عرش صدای ربنا می آید
آوای خوش خدا خدا می آید
فریاد که باز کنید درهای بهشت
مهمان خدا ز کربلا می آید


باز امشب از آسمان صدا مي آيد

فرياد خدا خدا خدا مي آيد
با هر نفس غروب سرخ خورشيد

گويي كه شميم كربلا مي آيد

 

ای آن که علی علی کنی کیست علی
آن کس که تو وصف او کنی نیست علی
یک روز بزی چنانچه می زیست علی
آنگاه بیا به ما بگو کیست علی


بگذار تا ببوسمت اي نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت اي چشمه شراب
بيمار خنده هاي توام بيشتر بخند
خورشيد آرزوي مني گرم تر بتاب

 

کوچه ها را غم گرفته
کوفه را ماتم گرفته
آید از هر خرابه صدایی
یا علی یا علی جان کجایی

 

مناجات علی امشب ز نخلستان نمی آید
مسجد کوفه پر از جمعیت و مولا نمی آید
دامن مادر گرفته گوشه ی ویرانه طفلی
گوید ای مادر بگو امشب چرا بابا نمی آید

 


به قلبم سوره کوثر نوشتند
دلم را بنده قنبر نوشتند
به کوی عاشقی، در لوح سینه
صد و ده مرتبه حیدر نوشتند

 

از یاد علی مدد گرفتیم
آن چیز که می‌شود گرفتیم
در بوته‌ی آزمایش حق
از نمره‌ی بیست، صد گرفتیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 2:19  توسط یه آدم تنها  |